مطالب داغ
ایستایی وجود ندارد ، هر چه هست جوشش و جاری بودن است.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶
خانه » دانشنامه » تاریخی » بحران 1961 در روابط عراق و کویت : کویت در حالت اضطراری
دانلود سریال شهرزاد 2
بحران 1961 در روابط عراق و کویت : کویت در حالت اضطراری

بحران 1961 در روابط عراق و کویت : کویت در حالت اضطراری

بحران 1961 در روابط عراق و کویت : کویت در حالت اضطراری

مقدمه

قدمت ادعاهای عراق نسبت به کویت به دهه 1930 بر می گردد و حتی تهدید حمله، آن طور که بسیاری فکر می کنند جدید نیست. در سال 1961 عراق به طور جدی کویت را تهدید به حمله کرد. تنها اقدام سریع و جسورانه انگلستان جلوی بغداد را از انجام این عمل گرفت.

کویت و رژیم قاسم

در سال 1899 مدت ها قبل از اینکه ذخایر عظیم نفت خام در کویت کشف شود دولت انگلیس و حاکم کویت توافقی را درباره دفاع از این کشور کوچک امضا کردند. کویت تا سال 1918 تحت کنترل امپراطوری عثمانی باقی ماند ولی بعد از آن حکومت شیخی تحت فرمانروایی خانواده صباح به وجود آمد در حالی که امور خارجه دست انگلیسی ها بود. بعد از مذاکرات ژوئن 1961 یک پیمان جدید امضا شد که بریتانیا استقلال کویت را به رسمیت بشناسد و نیروهای انگلیسی اگر نیاز بود به کمک امیر کویت بشتابند.

در 25 ژوئن 1961 رئیس جمهور جدید عراق عبدالکریم قاسم گفت که کویت باید جزء خاک عراق به حساب آید و اعلام کرد که قصد دارد ساکنان آن را آزاد کند. در روز بعد تعدادی از نیروهای عراقی در طول مرزهای کویت تجمع کردند. ولی نیروهای نظامی عراق بسیار دورتر از قدرتی بودند که توان حمله داشته باشند و بیشتر نیروها باید راه طولانی را از بغداد به سمت مرزهای کویت طی می کردند. بنابراین سازماندهی عراقی ها بسیار آهسته بود. چندید دلیل برای این شرایط وجود داشت که بیشتر آنها در مورد وضعیت نیروی هوایی عراق در آن زمان قابل توضیح بود.

نیروی هوایی عراق در 1961

نیروی هوایی عراق در آن زمان در شرایط گذار بود. بعد از کودتایی خونین در 14 جولای که منجر به برکناری ملک فیصل سوم شد، افسران بسیاری از نیروی هوایی سلطنتی سابق زندانی شدند و برنامه آموزشی زمان صلح که مربوط به آن می شد دیگر ادامه نیافت. برای مثال فرمانده RIrAF در پایگاه حبانیه سرهنگ عبدالرزاق از سال 1958 تا 1962 در زندان بود. بسیاری از خلبانان دیگر کشور را ترک کردند و دیگر بر نگشتند.

RIrAF سال های دهه 1950 یک نیروی به خوبی آموزش دیده و دارای 12 فروند Vampire FB.Mk.52، شش فروند Vampire T.Mk.55 و FB.Mk.50 و 15 فروند Hunter F.Mk.6 بود. هانترها با کمک ایالات متحده در دو نوبت دریافت شده بودند، یکی شامل یک بسته 5 فروندی در آوریل 1957 و دومی شامل 10 فروند در دسامبر 1957 تحویل داده شده بودند. اندکی قبل از کودتا در 1958 ایالات متحده همچنین 5 فروند F-86 F را به عراق تحویل داد. با این وجود با وجود ورود به خدمت هانترها در قالب اسکادران شماره 6 در پایگاه هوایی حبانیه/تموز سایبرها هیچ وقت در خدمت عراق نبودند. آنها در کنار یک پناهگاه در پایگاه هوایی الرشید پارک بودند و بعدا به آمریکا برگشتند.

هواپیمای ومپایر نیروی هوایی عراق تحویل گرفته شده از انگلستان در دهه 1950

عبدالکریم قاسم یک بعثی نبود ولی او طرفدار یک جمهوری متحده عربی شبیه به شوروی بود. بنابراین او به سرعت از اتحاد جماهیر شوروی درخواست کمک نظامی کرد. در 1958 اولین MiG-17F های ارسالی همانند بعضی دیگر از هواپیماها وارد عراق شدند.

میگ 17 های تحویل گرفته شده از سال 1958

ورود MiG-17F و تجهیز دوباره اسکادران شماره 5 IrAF با آنها منجر به بازآرایی کلی نیرو شد. اسکادران شماره 1 در جریان تبدیل Hawker Fury FB.Mk11 خود با Venomهای اسکادران شماره 5 بود، اسکادران شماره 2 هلیکوپترهای Mi4 خود را دریافت کرده بود، اسکاردان شماره 3 درحال تجهیز به آنتونوف An-12B بود، اسکادران شماره 4 Hawker Fury FB.Mk11 های اسکادران شماره 1 را دریافت کرد در حالی که اسکادران شماره 6 هنوز از Hunter F.Mk.6 خود استفاده می کرد. به جای اسکادران شماره 7 که یک اسکادران قدیمی بمب افکن بود شماره 8 در حال دریافت 12 فروندIL-28 به عنوان بمب افکن سبک بود. در نهایت اسکادران تازه تاسیس شماره 9 منتظر اولین MiG-19 هایش برای رهگیری بود. در مجموع در ژوئن 1961 IrAF شامل موارد زیر بود:
اسکادران یکم، Venom FB.Mk.1 ، مستقر در پایگاه هواییحبانیه، سروانمنعم اسماعیل
اسکادران دوم، Mi-4 ، واقع در پایگاه هوایی الرشید، سرگردوهیقابراهبمادهم
اسکادران سوم،AN-12B ، مستقر در پایگاه هوایی الرشید، سروان طاها احمد محمد رشید
اسکادران چهارم، Fury FB.Mk.11 ، مستقر در پایگاه هواییکرکوک، سرگرد A. لطیف
اسکادران پنجم، جنگنده های MiG- 17F ، مستقر در پایگاه هوایی الرشید، سرگرد خالد سارا رشید
اسکادران ششم، Hunter ، مستقر در پایگاه هواییحبانیه، سروان حمید شعبان
اسکادران هفتم، جنگنده های MiG- 17F ، مستقر در کرکوک، سرگردنعماعبداللهدولیمی
اسکادران هشتم، IL- 28 ، واقع بر پایگاه هوایی الرشید، سرگرد عدنان امین رشید
اسکادران نهم، جنگنده های MiG- 19 ، در فرآیند شکل گیری.

ونوم های اسکادران ششم نیروی هوایی عراق

هنگامی که حالت اضطرار فوران کرد نیروی هوایی عراق در فرآیند بازآرایی تعداد زیادی از هواپیماهای پروازی و به زمین نشسته و تعویض نمونه های انگلیسی با نمونه های ساخت شوروی بود. بجز یک اسکادران مجهز به هانترها هیچ کدام از واحدها به طور کامل عملیاتی نبودند. در همین حال عراق سامانه پدافند هوایی پیشرفته و راداری در آن زمان نداشت و وضعیت تامین قطعات یدکی برای هانترهای انگلیسی در شرایط نامعلومی بود. نیروی هوایی عراق به اندازه ای ضعیف بود که وفاداری خلبانان و افسرانش بین کمونیست ها و ملی گرایان عرب تقسیم شده بود. فرمانده نیروی هوایی در سال 1961 سرهنگ جلال جعفر عوقتی اصلا خلبان نبود ولی بخاطر کمونیست بودن و تواناییش برای کنترل قوی نیروی هوایی بر سر پستش مانده بود.

در حالی که نیروی هوایی عراق به طور مشخصی قادر به شرکت در هیچ گونه عملیات با مقیاس وسیع نبود و هیچ کدام از واحدهایش در فرودگاه های نزدیک به کویت مستقر نبودند ولی نیروی زمینی ارتش عراق هم وضعش بهتر از این نبود. آن هم در شرایط تبدیل تدارکات سخت افزاری به سمت شوروی بود و کمبود آموزش در نیروها بخوبی احساس می شد. عراقی ها نمی توانستند انتظار داشته باشند که ارتششان را به سمت مرزهای جنوبی کشور حرکت دهند و سپس در نیمه تابستان در کویت بجنگند.

هاکر هانترهای نیروی هوایی عراق تحویل گرفته شده از دارایی های قبلی انگلستان

مداخله بریتانیا

در سمت مخالف واکنش بریتانیا بسیار سریع بود. با رمز (Vantage) بریتانیا در حال طرح ریزی برای مداخله در چنین وضعیتی بود. این نقشه شامل افزودن نیروهای بیشتر از انگلستان قبرس و آلمان بود. از نظر تکنیکی انگلستان برای کمک به کویت بخوبی آماده شده بود ولی به هر حال مشکل این بود که آنها نمی توانستند بصورت مستقیم از روی چندین کشور پرواز کنند و نیروهای خود را جابجا کنند.

نیروهای بریتانیایی در منطقه در 26 ژوئن 1961 تنها یک روز بعد از سخن قاسم در وضعیت هشدار قرار گرفتند. کشتی HMS Bulwark از رده کشتی های نیروبر کلاس Centaur با گردان 42ام کماندو و با اسکورت 3 کشتی محافظ به قصد دیدار کراچی پاکستان راه افتادند. یک واحد از تفنگداران دریایی به همراه تعدادی از نیروهای ارتشی در بحرین حاضر شدند در حالی که بقیه واحد ها در شارجه، عدن، کنیا و قبرس در دسترس بودند. نیروی هوایی سلطنتی دو اسکادران از هانترها را در عدن و نایروبی در اختیار داشت. هواپیماهای باربری سبک و سنگین و ارتباطی نیز در عدن قرار داشتند. همچنین تعدادی نیز بصورت رزرو در بحرین و کنیا قرار داشتند. وضع تاسیسات در کویت بسیار بد بود هر چند یک فرودگاه وجود داشت وضعش بسیار محقر بود و هنوز راداری نداشت. تاسیسات بندری نیز تنها می توانست کشتی های کوچکتر را قبول کند.

در کل حتی اگر در نظر اول نیروهای در دسترس بسیار در منطقه وسیعی پخش شده بودند ولی در 29 ژوئن بریتانیا آنها را به حرکت در آورده بود. HMS Bulwark و اسکورت هایش کراچی را ترک کردند و با بالاترین سرعت به سمت خلیج فارس را افتادند. انبارهای تدارکات در بحرین باز شدند و دو اسکادران هانتر آماده عزیمت به بحرین شدند.

ناو بولوارک متعلق به بریتانیا پهلو گرفته در سواحل سنگاپور

در 30 ژوئن 1961 کویت بطور رسمی درخواست کمک کرد و با وجود اینکه ترکیه و سودان با عبور آنها از آسمان خود مخالفت می کردند یک اسکادران از هانترها به سوی خرمشهر روانه شدند. اعضای تیپ 24 پیاده با استفاده از هواپیماهای مسافربری کامت و آراگونات از کنیا خود را رساندند. اسکادران شماره 3 نیروی هوایی سلطنتی رودزیا نیز تعدادی هواپیمای باربری هوایی فراهم کردند.

هواپیماهای پارک شده در پایگاه نیروی هوایی سلطنتی در منطقه

در اول جولای ناو هواپیمابر HMS Bulwark که در خلیج فارس مستقر بود و حامل هلیکوپترهای Whirlwind (گردباد)

بود کار انتقال سربازان تیپ 42 تکاور را به کویت آغاز کرد. جنکنده-بمب افکن های هانتر نیز به پایگاه هوایی کویت جدید در نزدیکی فروانیه منتقل شدند. در همین حال اسکادران های 99 و 511 ترابری بریتانیا نیز گردان 45 کماندوهای دریایی سلطنتی و هنگ 11 حصار (Hussar) مستقر در عدن را منتقل کردند.

در چند روز آینده واحدهای بیشتری نیز به منطقه وارد شدند. 4 هواپیمای کانبرا از اسکادران 88 و 8 هواپیمای دیگر از اسکادران 213 در بحرین فرود آمدند. در همین حال ترابری نیروی هوایی سلطنتی نیز نیروهای بیشتری را منتقل کردند. کانبراها به زودی کار خود را آغاز کردند و به پروازهای شناسایی عمیق بر فراز عراق دست زدند. عراقی ها بارها آنها را مشاهده کردند ولی کوچک ترین کاری از دستشان بر نمی آمد. چون نیروی هوایی عراق به دلیل نداشتن شبکه راداری قادر به رهگیری هیچ کدام از هواپیماهای انگلیسی نبود.

در 4 جولای 1961 کامت های اسکادران 216 و واحدهای ترابری بریتانیا تحت عنوان گردان 22 هوابرد برای انتقال تجهیزات سنگین پرواز می کردند. از کنیا گردان اول آموزشی سلطنتی نیز به صحنه وارد شد. هنگامی که این نیروها وارد شدند برای کم کردن فشار بر تاسیسات موجود در بحرین قسمتی از نیروها وارد بحرین شدند. شرایط برای نیروهای خاضر در کویت سخت بود. بعد از استقرار طولانی در Mittla ridge در شمال کویت آنها باید دمای 50 درجه ساتی گراد و طوفان های شنی که دید را به کمتر از 300 متر محدود می کرد را تحمل می کردند. یک هانتر از اسکادران 208 در این چنین شرایطی در منطقه سقوط کرد که خلبان آن کشته شد. به هر حال بیشتر نیروهای مستقر شده با این شرایط خو گرفته بودند و مشکلات کمتر از آنی بود که انتظار میرفت. با این حال بریتانیا بسیار مراقب بود که نیروها دائم بین کویت و ناو بولوارک در گردش باشند تا بتوانند استراحت کنند. این ناو همچنین به عنوان یک ایستگاه موقت انتقال رو به کویت بود و بعد از مدتی یک رادار با برد اکتشاف 150 کیلومتر را برای ساخت مرکز فرماندهی منتقل کرد. این ماموریت بسیار مهم بود چون فرماندهی در بحرین باقی می ماند و دور از صحنه نیرد در کویت بود.

مسافت طولانی نیز نیروهای بریتانیایی را مجبور به تقویت ارتباط رادیویی کرد. چون راهی برای انتقال سیگنال های رادیویی در مسافت طولانی نبود بمب افکن های کانبرا این سیگنال ها را رله می کردند. یک مشکل دیگر این بود که هواپیماهای نیروی هوایی سلطنتی از باند VHF استفاده می کردد در حالی که در نیروی دریایی سلطنتی از باند UHF استفاده می شد که برای ارتباط بین آنها ابتکاراتی در دستگاها لازم بود.

تنها هنگامی که ناو HMS Victorious به منطقه رسید اوضاع بهبود یافت. با تجهیز به هواپیماهای AEW و رهگیرهای همه شرایط آب و هوایی نیروهای بریتانیایی پیشرفت زیادی در آگاهی موقعیتی پیدا کردند. یکی از موارد بهیود یافته راداری با برد 270 کبلومتر برد مستقر بر روی ناو بود که توسط گانت ها تقویت می شدند.

در نهایت در 18 جولای نیروی هوایی سلطنتی قادر به استقرار یک راداز زمین پایه در کویت شد. رادار مدل SC 787 نمی توانست ارتفاع اهداف را اندازه گیری کند ولی به بهبود کنترل ترافیک هوایی در منطقه کمک می کرد.

پیاده کردن هنگ 29 توپخانه سلطنتی در ساحل کویت در سال 1961

بعد از اینکه تعطیلی ملی عراق در 14 جولای بدون هیچ اقدامی سپرس شد بریتانیایی ها احساس امنیت بیشتری کردند و این شانس یک درگیری نظامی که اصلا اتفاقی قرار است بیافتد کمتر شده است. یعنی بریتانیایی ها هرگز تحرکی از نیروهای عراقی را در جنوب بصره مشاهده نکردند و اصلا نیرویی عراقی در طول مرز کویت مستقر نشده بود. بنابراین در 20 جولای گردان 42 کماندو و دو گردان دیگر به بحرین بازگردانده شدند. بقیه نیروهای بریتانیایی نیز تا آخر سپتامبر خارج شدند.

ناو HMS Victorious متعلق به نیروی دریایی سلطنتی یریتانیا در سال 1961

در اواخر جولای 1961 ناو HMS Victorious با ناو HMS Centaur جایگزین شد. همه هواپیماهای ترابری تا اوایل آگوست منطقه را ترک کردند و در اکتبر 1961 تنها تعداد اندکی از نیروها باقی مانده بودند و آخرین نیروی بریتانیایی در 19 اکتبر از آنجا خارج شد.

در ضمن نیروهای اتحادیه عرب برای حفاظت از آزادی و استقلال با نیروهای انگلیسی جایگزین شدند. این نیروهای اتحادیه عرب بعد از سقوط رژیم قاسم در فوریه 1963 از کویت خارج شدند.

هواپیمای گنت مستقر بر روی ناو ویکتوری مجهز به تجهیزات اکتشافی

نتیجه گیری

تا به امروز هیچ مدرکی وجود ندارد که عراقی ها در 1961 واقعا قصد داشتند تا به کویت حمله کنند. به خصوص اینکه این این تهدیدات توسط دولت های مختلف در بغداد تکرار می شدند ولی عراقی ها هیج وقت با قدرت نظامی دست به تحرک نمی زدند. در زمان بحران نیروهای نظامی عراق به سادگی در هیچ موقعیتی برای انجام حمله نبودند. شرایط به بهترین گونه با این حقیقت بیان می شود که این قسمت توسط هیچ کدام از موارد منتشر شده تاریخ نظامی عراق هرگز بیان نشده است. بنابراین این عقیده که مداخله سریع بریتانیا به با ثباتی شرایط کمک کرد بیشتر معنی نمی دهد.

با این وجود بریتانیا و ایالات متحده چیزهای زیادی درباره جابجایی نیروها در مسافت های طولانی، مشکل ارتباطی وابسته و بازآرایی اولیه تدارکات یاد گرفتند. به خصوص که انبار کالایی رو به خط مقدم در منطقه بسیار در سرمایه گذاری بریتانیایی ها بسیار با ارزش بود که به آنها اجازه می داد که پشتیبانی نیروهای زیادی را برای زمانی طولانی مستقر کنند. ایالات متحده نیز درس های مهمی در این رابطه از این حقیقت یاد گرفت و بصورتی شکل گرفت که در 30 سال بعد، هنگامی که عراق در تابستان 1990 به کویت خمله کرد بتواند به سرعت واکنش دهد.

یکی دیگر از نتایج مهم این بحران تشکیل نیروهای مسلح کویت بود.

بعد از این بحران عراقی ها به سرعت شروع به خرید تجهیزات نظامی از شوروی کردند. برای مثال در 1962 اولین 40 فروند از میگ 19 های خود را دریافت کردند و به دنبال آن اولین 12 فروند از میگ 21 های خود را نیز سفارش دادند. اگر این خریدها در واکنش به مواجهه با بریتانیا در کویت بود پس بخوبی مشخص است که عراقی ها به این نتیجه رسیده بودند که نیروی نظامی آنها در آن زمان برای عملیات به شکل مورد نیاز کافی نبود. مطمئنا با درک آن می تواند مشخص شود که عراق هرگز دوباره در یک موقعیت نظامی یا دیپلماتیک اشتباه در مورد کویت قرار نخواهد گرفت.

نوشته شده توسط تام کوپر و استفان کوهن، با همکاری ژنرال احمد صدیق (IrAF)

منبع

مترجم:

احمد صادقی فیروزجایی

کلیه حقوق این متن متعلق به وبسایت ایرانی دیتا بوده و هرگونه کپی برداری و انتشار آن مستلزم ذکر نام مترجم و ذکر مرجع و لینک آن یعنی سایت ایرانی دیتا  www.iranidata.com می باشد.

باکس دانلود
  • رمز :www.iranidata.com

کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.iranidata.com می باشد.

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز