متن شعر نی نامه (بشنو از نی ...) سروده حضرت مولانا

متن شعر نی نامه (بشنو از نی ...) سروده حضرت مولانا

متن شعر نی نامه (بشنو از نی …) سروده حضرت مولانا

نی نامه در ابتدا ۱۸ بیت آغازین مثنوی مولوی یا مثنوی معنوی از دفتر اول این کتاب بود. البته بعدها مولانا اشعاری را به آن اضافه کرد. مثنوی معنوی دفتر شعر عرفانی حضرت جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی رومی شاعر، عارف و صوفی بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. این دفتر شعری عظیم شامل ۲۶۰۰۰ بیت و ۷ دفتر است. زمانی که شاگرد و مرید مولانا یعنی حسام الدین چلبی از او خواست که یک شعر عرفانی عظیم بسراید به او گفت کاغذ و قلم بیاورد و در آغاز ۱۸ بیت را سرود. این هجده بیت که نام آن را نی نامه گذاشت گزیده و مختصری از هفت دفتر شعر مثنوی است. نی نامه یکی از مهم ترین شعر ادبیات فارسی و عرفان اسلامی ایران است. همانگونه از نامش پیداست قالب شعری مثنوی و نی نامه همان مثنوی است و وزن عروضی آن نیز فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رمل مسدس محذوف – مقصور) می باشد .

متن شعر نی نامه برگرفته از دفتر اول مثنوی معنوی حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی

بشنو از نى چون حکایت مى‏کند ،  از جدایى‏ها شکایت مى‏کند

کز نیستان تا مرا ببریده‏اند ، در نفیرم مرد و زن نالیده‏اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق ، تا بگویم شرح درد اشتیاق‏

هر کسى کاو دور ماند از اصل خویش ، باز جوید روزگار وصل خویش‏

من به هر جمعیتى نالان شدم ، جفت بد حالان و خوش حالان شدم‏

هر کسى از ظن خود شد یار من ، از درون من نجست اسرار من‏

سر من از ناله‏ى من دور نیست ، لیک چشم و گوش را آن نور نیست‏

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست ، لیک کس را دید جان دستور نیست‏

آتش است این بانگ ناى و نیست ، باد هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشق است کاندر نى فتاد ، جوشش عشق است کاندر مى‏فتاد

نى حریف هر که از یارى برید ، پرده‏هایش پرده‏هاى ما درید

همچو نى زهرى و تریاقى که دید ، همچو نى دمساز و مشتاقى که دید

نى حدیث راه پر خون مى‏کند ، قصه‏ هاى عشق مجنون مى‏کند

محرم این هوش جز بى‏هوش نیست ، مر زبان را مشترى جز گوش نیست‏

در غم ما روزها بى‏گاه شد ، روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو رو باک نیست ، تو بمان اى آن که چون تو پاک نیست‏

هر که جز ماهى ز آبش سیر شد ، هر که بى‏روزى است روزش دیر شد

درنیابد حال پخته هیچ خام ، پس سخن کوتاه باید و السلام‏

 

اشعاری که بعداً به نی نامه اضافه شدند (ضمائم نی نامه)

 

بند بگسل، باش آزاد اى پسر ، چند باشى بند سیم و بند زر

گر بریزى بحر را در کوزه‏اى ، چند گنجد قسمت یک روزه‏اى‏

کوزه‏ى چشم حریصان پر نشد ، تا صدف قانع نشد پر در نشد

هر که را جامه ز عشقى چاک شد ، او ز حرص و عیب کلى پاک شد

شاد باش اى عشق خوش سوداى م ،ا اى طبیب جمله علتهاى ما

اى دواى نخوت و ناموس ما ، اى تو افلاطون و جالینوس ما

جسم خاک از عشق بر افلاک شد ، کوه در رقص آمد و چالاک شد

عشق جان طور آمد عاشقا ، طور مست و خر موسى صاعقا

با لب دمساز خود گر جفتمى ، همچو نى من گفتنیها گفتمى‏

هر که او از هم زبانى شد جدا ، بى‏زبان شد گر چه دارد صد نوا

چون که گل رفت و گلستان در گذشت ، نشنوى ز ان پس ز بلبل سر گذشت‏

جمله معشوق است و عاشق پرده‏اى ، زنده معشوق است و عاشق مرده‏اى‏

چون نباشد عشق را پرواى او ، او چو مرغى ماند بى‏پر، واى او

من چگونه هوش دارم پیش و پس ، چون نباشد نور یارم پیش و پس‏

عشق خواهد کاین سخن بیرون بود ، آینه غماز نبود چون بود

آینه‏ت دانى چرا غماز نیست ، ز انکه زنگار از رخش ممتاز نیست‏

بشنوید اى دوستان این داستان ، خود حقیقت نقد حال ماست آن‏

مشخصات

دانـــــلود

    • 451 بازدید

    برچسب ها

    مطالب پیشنهادی ما

    دیدگاه های شما

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آمار سایت